تبليغاتX
باغ تنهایی

 

 

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز. شعر زیر سروده یکی از دوستان است که به درخواست خود ایشان این شعر را برایتان گذاشتم . امیدوارم که خوشتون بیاد  حتما نظر بدید چون خود ایشون هم میان و نظرات رو میخونن . به قول خودش : بعضی از نظرات کمک بزرگی هستن .

 

قدم زدن

در

راه خانه

چون پیمودن

مسیری دشوار

به مقصد جهنم است !

در این راه

 پاهای ناتوانم تاب قدم زدن ندارد

قدم هایم سنگین است

مثل این است

که در گل و لای تقلا می کنم

مانند غریقی که در وحشت مرگ دست و پا

می زند

می داند که در خانه

دستی

از برای نوازش

به سویش دراز نخواهد شد

و لبی

به رویش

گل لبخندی نخواهد نشاند

 

*

آه خدایا

دست نوازشت

 را

از عشق

به سویم دراز کن

 

دست هایم سال هاست

 که در پی دستی دیگر

نگاه ها را

جستجو می کند

 

لبانم

برای

بوسه ایی

به انتظار است

 

*

شکسته ام

باد

چون شلاقی

با تمام توان

 به من ضربه می زند

*

ولی

یادی

با دستان خدا

 مرا

به هم پیوند می دهد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:38  توسط ققنوس  |