تبليغاتX
باغ تنهایی

چقدر گفتم پسر اینقدر شیطونی نکن , اینقدر سر به سر کادری ها نذار , به گوشش نرفت که نرفت , حالا من کارت رو رفتم و  آقا سعید داره اضاف میکشه .بهش می گفتم سعید اینجا خدمته باید طوری خدمت کرد  که اضاف نخورد و آخرش بدون اینکه یه ساعت بیشتر وایسی بی معطلی بزنی  بیرون , صدای خندش که با اعتراض همراه بود توی گوشی می پیچید که : یکی نیست به خودت بگه , اصلا چرا خودت با اون یارو حفاظتیه در افتادی؟ یا اصلا  صبر کن تو که این همه پرونده به خاطر درگیری با پرسنل تو عقیدتی داری روت میشه به من بگی آروم خدمت کن !؟ كل اگر طبیب بودی ...

خلاصه اینکه ما با اون همه پرونده و  درگیری کارت رو گرفتیم و آقا داره اضاف میکشه تازه خدا هم میدونه که چقدر دیگه باید پا بکوبه ! .

وقتی که مشغول خدمت بودم با خودم می گفتم  (( آخ اگه اون روز بیاد که من دارم کارت میگیرم , دنیا رو رو سرم می گیرم )) , اون روز هم اومد و انگار نه انگار که داره حکم رهایی ام از بند صادر میشه , داشتم آروم به این فکر میکردم که حالا چی؟ زیر لب باخودم زمزمه کردم که از (( چاله به چاه )) , یکی از هم دوره ایی ها که نزدیکم بود صدام رو شنید و گفت چی گفتی ؟ نیگاش کردم , چشماش عجب برقی میزد , بیچاره بعد از اینهمه غریبی و دردسر تازه داره راحت میشه ولی احتمال دادم که هنوز وقت نکرده به این مسئله فکر کنه که تازه اول دویدن ها است, طوری که ((بدو به ایست )) های شهید درویش اون هم تو دمای 60 درجه شهریور یادش بره . با خنده سری براش تکون دادم و گفتم هیچی از خوشحالی زده به سرم , نمیخواستم با یادآوری این مسئله که تازه باید به فکر مسائل مهمتر  باشه شادی زود گذرش رو خراب کنم , تو چند روز آینده نبض ماجرا میاد دستش .

اومدم بیرون و برای همه شیرینی خریدم , وقت رفتن حس غریبی داشتم , با همه خدا حافظی کردم حتی با اونهایی که آخر خدمتی خدمتم رو رسیدن و زیر آبم رو زدن ,( یکی از بچه ها که تو فرماندهی بود بهم گفت که زیر آب زن ها کیا بودن ) . از ستاد بیرون اومدم . تمام خاطرات رو پشت سرم گذاشتم , فکر نمی کنم که دیگه اینجا بیام , ببینم خدا چی میخواد .

خدمت دوستان هم عرض کنم که احتمالا تا مدتی افتخار شرفیابی نصیبم نشه , این هم تقصیر خودمه , یه شب به یکی از دوستان گفتم که دارم در غیبت فرو میرم که فردای اون شب موقعیتش مهیا شد .

برای تمامی دوستان آرزوی موفقیت میکنم , تا بعد و به امید دیدار.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:54  توسط ققنوس  |